سه شنبه 17 شهریور1388
.To change the world we should start from ourself
نوشته شده توسط شیدا سماواتی در 0:59 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 10 شهریور1388
آگهی استخدامو که دیدم تماس گرفتم. خانمی که گوشی رو برداشت گفت باید حضوری تشریف بیارین.
رفتم تو. گفتم برای آگهی استخدام خدمت رسیدم. گفت چند لحظه منتظر بمون. رفت پیش آقایی که داشت با تلفن صحبت می کرد و به من اشاره کرد.
تلفنو که قطع کرد اومد طرفم. با اخمی روی چهره اش خوب منو برانداز کرد. با همون اخم گفت: ساعت کاری اینجا صبح از ۵/۷ تا ۱۲ و بعدازظهر از ۴ تا ۸ شبه. تعطیلی و عید و نوروز هم نداریم.
گفتم مشکلی نیست. منتها من دو روز در هفته کلاس دارم.
بی تفاوت با همون اخم گفت: خب کلاستون که تموم شد سر بزنین شاید باز هم نیاز داشتیم.
دیگه چیزی نگفتم تشکر کردم و اومدم بیرون.
نوشته شده توسط شیدا سماواتی در 0:2 | | لینک به این مطلب

