تبليغاتX
زهر شیرین
یکشنبه 28 مرداد1386
دریا
  ساعت ها در ساحل قدم زدن  و زیبایی دریا را به نظاره نشستن حاصلی نداشت جز این چند سطر:

ـ موج ها در آغوش ساحل آرام می گیرند.

ـ نمیدانم ماهیان خفته در ساحل قصد داشتند چه چیزی به من بیاموزند:

     آرامش با مرگ قرین است یا مرگ با آرامش؟

     عدم تحرک یعنی مرگ؟

     نجنگیدن با امواج سهمگین مرگ را به دنبال دارد؟

     شاید هم چیز دیگری.

 

به آن امید زندگی می کنم که غرق شدن در امواج دریا چیزی به من بیاموزد یا به دیگران.

 

نوشته شده توسط شیدا سماواتی در 7:7 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 21 مرداد1386
knowledge
  العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء

علم نوری است که خداوند در قلب هر آنکه بخواهد می افکند.

.Knowledge is a light God inspires in heart of whom he wants


مشتاقانه منتظر خواندن انتقادات و پیشنهادات سازنده شما هستم.

متشکرم

نوشته شده توسط شیدا سماواتی در 6:23 | | لینک به این مطلب
شنبه 13 مرداد1386

با خود عهد بسته ام از خود نگويم

با تو عهد مي بندم جز تو نجويم

.

.

وفاي عهد را به من مي آموزي؟

نوشته شده توسط شیدا سماواتی در 4:53 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 8 مرداد1386

 پولُ از جيبش درآورد، داد به راننده تاكسي.

راننده گفت: خدا بهت بده يه شش هفتا زن!

گفت: خدا نكنه. دوست دختر بده، ولي زن نده. كي ميتونه زن بگيره؟ زن گرفتن دل شير ميخواد.

راننده با تاسف سري تكون داد: اي جووناي ترسو!

نوشته شده توسط شیدا سماواتی در 22:44 | | لینک به این مطلب